+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۲۲ ق.ظ توسط حمید حامدی
|
سلام بر شما
زندگی فصل های خود را دارد و من در حال گذراندن زمستان زندگیم هستم برای دیدار با بهار و سرسبزی... در این روزها در آستانه ورود به سال های آخر دهه چهارم زندگانیم ایستاده ام و گفتنی از آنچه گذشته است ندارم؛ جز لبخند ها و اشک ها...و رویاها و واقعیت های سپری شده. مثل روزگار سپری شده همه مردمان سرزمین پاکم. هدر نیست اگر برای بیان حالم و تجربه هایم ، کلام شیخ خرقان را وام گیرم که گفت:" عافیت را طلب کردم، در تنهایی یافتم و سلامت، در خاموشی... و چنانکه مار از پوست بدر آید، بدر آمدم." مایلم در این مجموعه بیشتر با تخیلاتم باشم تا با عقل- با وجودیکه از هیچکدام گریزی نیست. همانطور که از لئوناردو داوینچی دانا و هنر مند به یادگار مانده است: "نظم زیباییی عقل است و بی نظمی زیبایی تخیل."
دوست دارم بدانید - به رسم امانت - هر جا که مطلب یا عکسی در "گالری یادداشت" و "کارگاه خبری" متعلق به خودم نباشد، یاد آوری می کنم و در حد امکان منبع آن را هم می نویسم... امانتداری شما را هم می ستایم. سلام دوباره